به بهانه خوندن
این نوشته از
وبلاگ آن ام آرزوست چند خطی مینوسیم.
=======================================
اگر قبول ندارین که بازی علم علیه دین (یا دین علیه علم) را علم برده، کافیه دقت کنین که دینداران بسیاری هستند که برای اثبات دینشون رجوع میکنن به معجزات علمی دینشون. مثلا اینکه یافته های علمی روز ادعاهای دینشون را تایید کرده. ولی این روز روزگار شما هیچ دانشمندی نمیبینین که برای اثبات مدعای علمی اش از کتاب مقدس دینش دلیل بیاره. این البته نه به معنی مرگ دین و نه به معنی یکه تاز بودن علم در این میدانه. ولی نمیشه منکر هم شد که علم یک مقبولیتی داره که همه (حتی رقباش) بهش استمساک میکنن. خلاصه اینکه بعضی علم را دین امروز میدونن و میگن تقریبا همه در دنیای امروز به علم ایمان دارن. رجوع به دکتر نشانه اش!
واقعا دلیل این مقبولیت (این ایمان به علم) چیه؟ کمی روش فکر کنین. مرسوم ترین جوابی که میشنوین اینه که "علم به دور از تعصبات و پیشداوری در پی یافتن حقیقته". ولی آیا واقعا اینطور هست؟ آیا در علم تعصبات و پیشداوری نیست؟ یه مثال ساده میزنم.
قانون جاذبه نیوتون میگه نیروی جاذبه ای که دو جرم به هم وارد میکنن متناسب با جرم دو ماده و عکس توان دو فاصله اشونه. یه فرمول شسته رفته و شیک.
F=K . m1 . m2 / r^2
m1 جرم ماده اول
m2 جرم ماده دوم
r فاصله دو جرم
K عددی ثابت
ولی همه میدونیم که اندازه گیری جرم و نیرو و فاصله همه و همه یک خطای اندازه گیری غیرقابل اجتناب داره. یعنی غیر ممکنه که بشه این اعداد را با دقت کامل دونست. پس چطور میشه از روی اعداد تقریبی به یک فرمول غیر تقریبی رسید؟ آیا نیوتون در این فرمول یک زیبایی ندید که بهش ایمان آورد؟ زیبایی ای که پرده روی تقریبی بودنش کشید. راستی چرا توان 2 فاصله؟ چرا توان 2.000000001 فاصله را نذاشت؟ ایمان، تعصب، پیشداوری؟ هرچی دوست دارین صداش بزنین. ولی حتما اینجا یه نقشی بازی کرده.
بذارین یه مثال دیگه بزنم.
احتمالا میدونین که گردش زمین به دور خورشید را سالها قبل از گالیله، کوپرنیک مطرح کرده بود. ولی نظرات کوپرنیک توسط علم روز رد شده بود. مثلا سوالی که سایر دانشمندان از کوپرنیک میکردن این بود که اگر زمین در حال حرکته چرا وقتی ما میپریم بالا، زمین از زیر پامون جابجا نمیشه و همونجای قبلی فرود میاییم. اینکه 100 سال بعد از رد شدن نظریه کوپرنیک، گالیله هنوز روی اون نظرات پافشاری میکرد آیا نشانه وجود تعصب در دنیای علم نیست. دقت کنین که گالیله هم مفهوم اینرسی را کشف نکرد. بعدها نیوتون اینرسی را کشف کرد و جواب ایراد وارد به کوپرنیک را داد. آیا این پافشاری گالیله نشانه نقش ایمان در علم نیست؟ آیا گالیله یک زیبایی ای در نظرات کوپرنیک ندیده بود که بهش ایمان بیاره؟ واقعا دلیل پافشاری اش چی بود؟
بازم مثال میخوایین.
فیزیک مدرن دچار یک مشکل جدیه. قوانین فیزیک نسبیت (مورد استفاده برای ابعاد بسیار بزرگ) و قوانین فیزیک عدم قطعیت (مورد استفاده در ابعاد بسیار کوچک) با هم ناسازگارن. یعنی اگر هردو را قبول کنین به تناقضات واضح میرسن. از طرفی هم قوانین فیزیک نسبیت و هم قوانین عدم قطعیت در دنیای امروز کاربردهای فراوان دارن. یعنی هردو دارن استفاده میشن و با آزمایش هم تایید میشن. نتیجه اینکه یک گروه بزرگی از فیزیک دانان در پی این هستن که یک تئوری جدید پیدا کنن که این ناسازگاری را رفع کنه (مثلا دانشمندان تئوری ریسمان). این دانشمندان در پی یک تئوری هستن که از دلش هم نسبیت بیرون بیاد و هم عدم قطعیت و به تناقض هم نرسه.
این فیزیک دانان محترم از کجا میدونن که اصولا چنین قانونی وجود داره؟ چرا باید دنیا در دل خودش با خودش ناسازگار نباشه؟ چرا باید قوانین فیزیک زیبا و ساده و سازگار با هم باشن؟ آیا نمیشه دنیا در ابعاد کوچک و در ابعاد بزرگ از دو سری قوانین متفاوت و ناسازگار پیروی کنه؟ آیا این فیزیکدانان به وجود چنین قانون جامعی ایمان ندارن؟ اگر ایمان ندارن، چرا سالهای عمرشون را در پی یافتن چیزی میگذرونن که شاید هرگز پیدا نکنن.
حالا آیا واقعا علم از تعصبات مبری بوده؟ آیا مبری بودن از تعصبات لزوما چیز پسندیده ایه. حرف خیلی طولانیه. احتمالا پستهای دیگری هم باید در این زمینه بنویسم. ولی بیایین فعلا برگردیم سر سوال اول. دلیل مقبولیت علم؟
دیدیم علم هم مبری از پیشداوری نیست. آیا واقعا ایمان به علمی که خودش متاثر از ایمان دانشمندان به یک زیبایی بوده، یک چرخه باطل نیست... اصلا صبر کنین ببینم. تعریف علم چیه؟ تعریف دین چیه؟ آیا قابل تفکیک هستن؟ پوپر سعی کرده این تفکیک را انجام بده. ولی سعیی شکست خورده.
باید اینجا حرف امروزم را تموم کنم ولی نمیدونم نتیجه آخر حرف امروزم باید چی باشه. اینکه تعصبات گاهی هم خوبن؟ سخته گفتنش. بذارین نتیجه گیری را بذارم برای پستهای بعدی در این زمینه. به طور خاص بعد از اینکه از مشکلات ابطال پذیری پوپری حرف زدم. فکر کنم بعدش بتونم اون سوال اصلی که دلیل مقبولیت علم چیه را هم جواب بدم. و با اون جواب شاید جایگاه دین در دنیای امروز هم واضحتر بشه. هرچند جواب این سوال را درست نمیدونم.
اگر به این مباحث علاقه مندین یه نگاهی به کتاب what is this thing called science بندازین.