مسئله روح (4)
قصه روح کماکان ادامه داره. اگه عمری باشه شماره 5 هم (حداقل) در پیشه. بنابراین بریم به سراغ اصل مطلب. اول بگم که این فکری که امروز توضیحش میدم یه چندروزه تمام ذهنم را مشغول کرده. هر کمکی به حل این مسئله مایه تشکر این جانب میباشد.
********************************************************************************
1. کاملترین ماشین کپی ممکن را در نظر بگیرین. کار این ماشین اینه که هر جسمی بهش میدین، یک کپی برابر اصل (با همون ترتیب و توالی اتمها) ازش بسازه. کپی از هر نظر عین اصله. اتم به اتم.
2. چنین ماشین کپی ای خیلی هم دور از واقعیت نیست. در واقع تئوریهایی در فیزیک هست که اگر عملی بشه، میشه باهاش تله پرتر (teleporter) ساخت. تله پرتر ماشینیه برای سفر به دورترین نقاط دنیا. سیستم کار تله پرتر اینه که یک جسم را میگیره و با ایجاد یک هماهنگی کوانتومی، یه کپی برابر با اصل ازش در یک نقطه دیگه دنیا تولید میکنه. در این پروسه، ماشین داره اطلاعات جسم اول را اتم به اتم به جسم دوم کپی میکنه. البته در تله پرتر، براساس تئوریهای علمی که پشتش هست، جسم اول اطلاعاتش را از دست میده و اتمهاش توالی و ترتیبشون را از دست میدن و کلا از هم گسسته میشن.
3. حالا فرض کنیم روح وجود نداره و کلا همه یک انسان قابل توضیح با اتمها و ترتیب و توالیشونه. این یعنی اگر یک انسان وارد تله پرتر شد و کپی برابر با اصلش مثلا در مریخ ظاهر شد، این کپی واقعا همون آدمه. یادتون نره که کپی اتم به اتم مثل اصله. بنابراین کپی دقیقا همون خاطرات را در مغزش داره که اصل داشته. همون شخصیت را داره. همون برنامه ها را برای آینده اش تو ذهنش داره و غیره و غیره. این یعنی کپی و اصل یکی هستن. یعنی کل این پروسه مثل یک سفر به مریخ بوده.
4. اگر به حیات صددرصد فیزیکی معتقد باشین، با خیال راحت وارد تله پرتر میشین. این برای شما یعنی یک سفر. همون کسی که وارد تله پرتر شده از اونطرف خارج میشه. از دید نزدیکان اون آدم هم که واضحا هیچ چیزی عوض نشده. کسی که از تله پرتر اومده بیرون برای اونها هیچ فرقی با کسی که وارد تله پرتر شده نداره. همون شخصیت، همون قیافه، همون خاطرات، همون برنامه ها....
5. آیا حاضرین وارد تله پرتر بشین؟ خوب به این سوال فکر کنین و بعد شماره بعد را بخونین.
6. حالا فرض کنین که به جای تله پرتر وارد یک ماشین کپی بشین. اینبار یک کپی در مریخ ساخته میشه ولی اصل از بین نمیره. یعنی شما کماکان هستین ولی یک کپی هم در مریخ بوجود اومده. اگر جوابتون به سوال من در شماره 5 "بله" بود، حالا دچار یک مشکل میشین. حالا شما و کسی که تو مریخ هست دوتا آدم هستین. دو آدم کاملا مستقل. یعنی اگه بذارنتون تو یک اتاق و بگن یکیتون زنده میایین بیرون، هرکردوم تا آخرین نفس برای حفظ خودتون میچنگین. این یعنی اونی که تو مریخه، همون کسی که وارد ماشین کپی شد نیست. بنابراین در شماره 4 هم کسی که از تله پرتر خارج شده بود، همون کسی که وارد تله پرتر شده بود نبوده. بنابراین تله پرتر یک آدم را میکشه و یک آدم دیگه میسازه. آیا باز هم حاضرین وارد تله پرتر بشین؟
از آنچه گذشت نمیشه نتیجه قطعی گرفت که روح وجود داره ولی میشه نتیجه گرفت که "من" مفهومی فراتر از ماده است. تله پرت کردن ماده منجر به تولید یک من جدید میشه. اگر من وارد تله پرتر بشم، من میمیرم. من دیگه نیستم و یک نفر جدید که من نیست نقش من را در دنیا بازی خواهد کرد. این یعنی تلاش بشر برای جاودان کردن خودش در مدارهای الکترونیکی ای که مغزش را کپی کردن تلاش بیفایده ایه. چون "من" را نمیشه کپی کرد.
حالا دو راه داریم. یا این مفهوم "من" واقعیه و در نتیجه ناچاریم چیزی به اسم روح را بپذیریم و یا اینکه "من" یک مفهوم مجازیه. چیزی که اصولا وجود نداره ولی مغز ما داره ما را فریب میده که فکر کنیم وجود داره. اگر چنینه، "من" بزرگترین فریب تاریخه. فریبی که میلیونها ساله وجود داره و حالا حالاها هم به وجودش ادامه میده. فریبی که اونقدر همه جا را گرفته که واقعیت پشتش هرگز دیده نمیشه.