مشکلی به نام هوش
اما در مورد پست قبل. ببینین دو چیز نباید قاطی بشه. اینکه بگیم "باید چنین باشد" یا اینکه بگیم "چرا چنین هست" دو بحث متفاوتن. دومی واقعا توجیه کننده اولی نیست. اگر برداشت شما از نوشته دفعه قبل اینه که "باید نظام اجتماعی جوری باشه که الانه هست (یعنی به نفع مردان)" برداشتتون اشتباهه. برداشت درست از اون نوشته این بود که "چرا نظام اجتماعی به نفع مردانه" و فکر کنم نکته ظریفیش (که شاید باهاش موافق نباشین) این بود که این را بیشتر زنان (در سطح ناخودآگاه و ژنتیک) شکل دادن تا مردان. دلیلش هم عدم تقارن ماده و نر در پروسه تولید مثل بوده. چون یکی کیفیت میطلبه و یکی کمیت. حالا این حرف که "چرا چنین هست" معنی اش این نیست که من میگم "باید اینطور باشد و بماند". بذارین ادامه حرف را یه روز دیگه بزنیم. فعلا به این نکته دقت کنین که خیلی چیزها در انسان و حیوان فرق داره. مثلا وجود فرهنگ. یا یه مثال جالبترش اینکه در حیوانات معمولا نر زیباتر از ماده است. در انسان ولی این برعکس شده. چرا؟ اینها همه به هم ربط دارن و یه روزی که فرصت دست بده در موردش مینویسم.
اما حرف امروز در مورد یک مشکلیه که دنیا داره باهاش روبرو میشه و آروم آروم داره جدیتر هم میشه. فرض میکنم که قبول دارین که یه مفهومی به اسم "هوش" معنی داره و مثلا قبول دارین که بعضی انسانها باهوشتر از دیگران هستن. مثلا همین الانه مطالعات آماری هست که نشون میده جنایتکارها متوسط هوشی بسیار پایینی دارن. یا مثلا دکترها متوسط هوشی بالایی دارن. اگرچه آی کیو خیلی تست بحث برانگیزیه، ولی پذیرفتن یه مفهومی به نام هوش نباید خیلی سخت باشه.
فرض دومم که براش دلایل فراوونی هم هست اینه که هوش تا حد زیادی موروثیه. مثلا یک زن و شوهر با آی کیو بالا بچه شون هم با احتمال زیاد آی کیو بالا داره.
و اما مشکل چیه!
با پیشرفت دنیا، کارها نیاز به هوش بیشتر داره. مثلا 100 سال پیش اکثر کارها، کارهای بدنی بود. نیاز چندانی هم به هوش نداشت. احتمالا یک کار تکراری ولی محتاج به زور بازو. این روز روزگار ولی اکثر کارهای اینچنینی داره توسط ماشین انجام میشه. کارهایی که آدمها باید انجام بدن محتاج سواد، خوش زبان بودن، تخصص کامپیوتر، حافظه قوی و درک سریع مفهموم های پیچیده است.
خوب این به خودی خود مشکلی نیست. حتی یه مقداری هم خوش خبریه چون آمار نشون میده که متوسط نمره آی کیو داره با زمان بالا میره. این یعنی در سال 2010 آدمها به طور متوسط هوشمندتر از سال 1980 هستن. مشکل ولی از اونجا ناشی میشه که جوامع بشری دارن به این سمت حرکت میکنن که معمولا هوشمندها با هوشمندها و کم هوشها با کم هوشها ازدواج میکنن. مثلا الانه اکثر دانشگاه رفته ها با دانشگاه رفته ها ازدواج میکنن. دقت کنین که حتی 50 سال پیش هم این مشکل وجود نداشت چون اون موقع تعداد زنان تحصیل کرده بسیار کم بود و انتخاب مردها براساس صفات دیگه ای مثل زیبایی یا دارایی و غیره بود. امروزه روزگار ولی درصد بالایی از دانشگاه رفته ها زن هستن و تحصیل کرده ها معمولا با تحصیل کرده ها (که احتمالا در همون محل تحصیل هم با هم آشنا شدن) ازدواج میکنن. متاسفانه لینک آماری که داشتم را گم کردم واگرنه با عدد و رقم و مستندتر حرف میزدم. فرصت پیدا کردنش را هم این چندروز ندارم. ولی اگه گذرم خورد، در آینده نزدیک اضافه میکنم به متن.
مشکلی که گفتم یه سری نتیجه های وحشتناکی داره. دقت کنین که انسانها دارن دو گروه میشن. یه گروه با متوسط هوش بالا و یک گروه با متوسط هوش کم. همین الانه این دراه تو مطالعات آماری خودش را نشون میده (لینک رفرنس را بعدها پیدا میکنم و میذارم) و پیش بینی میشه که موضوع بدتر هم بشه چون هرچه این دو قطب بیشتر از هم فاصله بگیرن احتمال ازدواج بین این دو قطب کمتر و کمتر میشه و فضا دوقطبی تر میشه.
مشابه این در سطح اجتماعی (منظورم از نظر دارایی هست) هم دیده میشه. پولدارها با پولدارها ازدواج میکنن و پولشون بیشتر میشه. این مشکل را سوسیالیزم با مالیات گرفتن از پولدارها حل میکنه. یعنی از پولدارها پول میگیره میده به بی پولها. ولی مگه میشه از باهوشها هوش بگیریم بدیم به کم هوشها! یعنی اینجا راه حل ساده ای هم به نظر نمیاد وجود داشته باشه.
حالا میتونین یه عالمه سوال ترسناک از خودتون بپرسین. آیا هزار سال دیگه نسل بشر دو شاخه جدا شده؟ ("ماشین زمان" نوشته اچ جی ولز را خوندین؟) اصلا هزار سال دیگه را ول کنین. 50 سال دیگه که تقریبا همه کارها احتیاج به هوش بالا داره، با اون قطب کم هوش قراره چکار کنیم؟ اگر کاری براشون نداریم، نتیجه اش این نیست که رو به جنایت میارن؟ همین الانه زندانها پره از کسایی که متوسط آی کیوشون خیلی پایین تر از متوسط جامعه است. اصلا فرضیاتی هست که دلیل جنایتکار شدن این گروه اینه که نتونستن پیچیدگی دنیای مدرن را هضم کنن و راه ساده تر (مثلا قاچاق یا دزدی) را انتخاب کردن. اگر قراره فضا دوقطبی تر از این بشه (که حتما میشه) واقعا قراره با اون قطب چکار کنیم؟ یا برعکس اونها قراره با قطب باهوش چکار کنن؟ آیا یک جنگ در پیش رو داریم؟ یه لحظه به اتقاقاتی که در دوسال گذشته در ایران افتاد از این منظر هم نگاه کنین. من این فضای دو قطبی را اونجا هم حس میکنم.