1. دو رویکرد در برخورد با مشکلات وجود داره. (1) تلاش برای بیرون رفتن از مشکل (2) کنار اومدن با مشکل. پذیرفتنش و حتی نگاه کردن به مشکل به عنوان یک شانس و یک موقعیت. شانسی برای قویتر شدن. برای ساخته شدن. موقعیتی برای درک بهتر لذات زندگی و یا حتی بهایی برای بهتر شدن زندگی بعد (هندوئیسم) یا بهتر شدن دنیای پس از مرگ (ادیان ابراهیمی)...

2. راه حل اول همیشه جواب نمیده. مشکلات لاینحل در دنیا زیادن. کسی که پاهاش را از دست داده هرگز پاهاش را پس نمیگیره. کسی که در فقر زندگی میکنی نمیتونه به راحتی پولدار و مرفه بشه. راه حل دوم ولی تقریبا همیشه جواب میده چون درونیه و نه محکوم به واقعیات دنیای خارج.

3. موفقیت راه دوم تبدیلش کرده به یک "ایده" با شانس بیشتر برای انتشار. ایده ای گیرا که خیلی ها  را جذب خودش میکنه. بنابراین مجموعه تفکری که چنین "ایده ای" را در خودش نشونده طرفداران زیادی پیدا میکنه و سریعتر منتشر میشه. 

4. مثال معروف تفکر تحمل سختی را در بودیسم و هندوئیسم میشه دنبال کرد. تصادفی نیست که در سرزمینهایی که چگالی جمعیت بالا زیاد دارن و در نتیجه فقیر زیاد دارن ایده های ریاضت کشی و در واقع تحمل رنج پررونق باشه. 

5. البته هندوئیسم و بودیسم مثالهای شدید این قصه هستن. واگرنه اکثر دینها این طرز تفکر را تا حدی در دل خودشون دارن. در مسیحیت مثلا ریاضت کشی کشیشان را داریم. در اسلام اگرچه ریاضت کشی به طور خاص تبلیغ نشده، به تحمل سختی ارزش فراوون داده شده. روزه گیری مثلا یک تمرین برای تحمل سختیه. یا مثلا آیه ای که در عنوان این پست آوردم نمیگه که بعد از سختی آسایش هست (ان بعد العسر یسری). واضحا داره میگه که در درون سختی آسایش هست (مع العسر) و مثالهای فراوون دیگه. حتی دینهای مدرن که دین هم به اون صورت نیستن و بیشتر تمرینهای ذهنی هستن هم این فاکتور را تو دل خودشون دارن.  تصادفی نیست که دینداری در میان کسانی که در زندگیشون دشواری دارن رایج تره.

6. چون این نحوه از برخورد با مشکلات تقریبا همیشه جواب میده، کسانی که مجهز به این نوع نگاه هستن انسانهای قویتر و شادتری هستن. مطالعات فراوون در مورد میزان شادی در آدمهای مختلف به این نتیجه رسیده که یکی از مهمترین فاکتورهای شادی انسانها باورهای مذهبیشونه. جالبه که بدونین مواردی مثل زیبایی یا زشتی، ثروت (بالاتر از یک حداقلی) و یا حتی آب و هوای محل زندگی تاثیرش در میزان شادی بسیار جزئیه. در حالیکه ایمان یکی از پررنگترین فاکتورهای شادیه.

7. معمولا وقتی دکترها یه داروی جدید را مورد تست قرار میدن، به یک گروه از بیماران به جای دارو واقعی پلاسیبو (شکل همون دارو ولی در واقع بدون هیچ ماده دارویی) میدن. دلیلش اینه که کسایی که پلاسیبو میگیرن هم آثار قابل توجهی از بهبود نشون میدن. برای محاسبه اثر واقعی دارو لازمه که اثر پلاسیبو را هم حساب کنن و اون اثر را کم کنن! در واقع امیدی که مریض به دارو داره خودش بخشی از درمانه.

8. در یکی از پستهای قبلیم سعی کردم مفهوم "واقعیت" را کمی بسط بدم و بگم هرچیزی که در دنیا اثر داره، واقعیته. یا حداقل درجه ای از واقعیت داره. پلاسیبو اگر ماده دارویی نداره، ولی به خاطر اثرش نوعی از واقعیته. نوعی درمانه! 

9. هرچه ایمان به اثر دارو بیشتر، اثر دارو بیشتر.

نتیجه گیری مثل همیشه به عهده خود شما.