مشکلی به نام زمان و مکان
1. قدیمیان به هفت آسمان معتقد بودند. ماه در آسمان اول به دور زمین میچرخید. عطارد در آسمان دوم و خلاصه تا برسیم به زحل که در آسمان هفتم دور زمین میچرخید. طاق آسمان هفتم را هم ستارگان تزئین کرده بودن. بعد از آسمان هفتم، مکان به پایان رسیده بود و بهشت و جهنم در آن ناکجاآباد بعد از آسمان هفتم بودند. البته در آن زمان نپتون و پلوتون و بعضی دیگر از سیارات منظومه شمسی که بدون تلسکوپ قابل رویت نیستند، ناشناخته بودند. واگرنه احتمالا ده آسمان وجود داشت نه هفت تا و هفته ده روز بود نه هفت تا (و صد البته اسمش هم دهه بود).
2. وقتی مشاهدات تلسکوپی آسمان نشان داد که آسمانها خیلی بیشتر از هفت تا هستند و همه هم در واقع یکی هستند(!) بعضی نگران مکان بهشت و جهنم شدند. اگر آسمان طاق ندارد، بهشت و جهنم کجاست. دقت کنید که معاد جسمی که یکی از ستونهای دین ما هم هست، مستلزم مکان است.
3. باور مرسوم کسانی که به معاد جسمی معتقدند (مستقل از دین یا مذهبشان) این است که روزی به نام "روز قیامت" پیش روی ماست. امیدوارم متوجه شباهتش با طاق آسمان هفتم باشید! آن یکی آخر مکان بود و این یکی آخر زمان. زمان که به پایان رسید، زمان بهشت و جهنم شروع میشود. این حتی به نحوی مشکل مکان را هم حل میکند! چون میتوان در مکان همین دنیا، بهشت و جهنم را به پا کرد. یعنی با پایان زمان دنیا، زمان آخرت شروع میشود و دنیا که دیگر تمام شده و مکان لازم ندارد، مکانش را میدهد که آخرت را آنجا بسازند. این راه حل البته خود مشکلاتی دارد که حوصله ذکر جزئیاتش نیست. یک مثالش ماهیت معراج پیامبر است که در زمان این دنیا رخ داده.
4. به هر حال یا ناچاریم زمان را به ته برسانیم، یا مکان را تا بتوانیم بهشت و جهنم مادی را جا بدهیم.
5. در پرانتز اضافه کنم که در مورد باور خاص مسلمانان نسبت به معاد یک مشکل سومی به اسم "جرم" هم پیش میآید. اگر قرار باشد دقیقا همان ذراتی که در بدن هر انسانی بوده دوباره به هم جمع شود و بدن آن انسان ساخته شود، مشکل مهم این خواهد بود که اتمهایی که در بدن صدها انسان چرخیده اند (مثلا یک اتم کربن که بعد از مرگ یک انسان به طبیعت بازگشته و سپس جذب گیاهی شده و دوباره به فرم غذا جذب بدن انسانی دیگر شده را در نظر بگیرید) قرار است به کدام یک از آن انسانها برگردانده شود.
6. هندوها مشکل را جور دیگری حل کرده اند: تناسخ. یعنی بهشت و جهنم همین دنیاست. اگر بهشتی بودی، دور بعد وارد یک زندگی مرفه میشوی. اگر جهنمی بودی، دور بعد به شکل سوسک و موش برمیگردی به دنیا و خلاصه زجر میکشی. مشکل جرم هم ندارند. اگر فکر کرده اید هندوها به مشکل بر نمیخورند هم امید واهی دارید.
نتیجه: من با فلسفه بافی در مورد این مسائل مشکلی ندارم. دوست داری در مورد مکان و زمان بهشت و جهنم یا در مورد قادر مطلق بودن خدا فکر کنی و فلسفه ببافی، فکر کن و حرف بزن. ولی مدعی دانستن جواب درست نباش. هرچه قدر دوست داری روی منبر برو، کتاب بنویس و اندیشه ات را ترویج کن ولی انصافا متوجه باش و مخاطبانت را متوجه کن که خربزه آب است. کمی فروتنی بد نیست.